قانون وحجاب

دین رسمی در ایران از زمان صفویه تاکنون، دین اسلام است. از ایران به عنوان کشوری اسلامی، توقع می رود که مبانی و ملاک های اسلامی را در رأس دستورات و قانونگذاری های خود قراردهد و رویکردی دینی و اسلام مدارانه را در پیش گیرد.
از این رو آنچه در گفتار حاضر، بنابر حاکمیت اسلامی در ایران، مد نظر ماست پیگیری قوانینی است که به طور خاص، حجاب و عفاف را موضوع قرارداده اند.(1) باتوجه به این رویکرد و خواسته و در بررسی سوابق قانونی این موضوع، مسلماً از دوره رضاخانی که فرمان ننگین کشف حجاب(2) را در پرونده خود دارد، نمی توان توقع وضع قانون برای حفظ حجاب و حیاء و عفاف در جامعه را داشت. لذا اگر بخواهیم پیشینه قانونی شدن حجاب در کشور را مورد بررسی قراردهیم، تنها لازم است که بازه زمانی سال 1357تاکنون را پیگیری کنیم. مرور این قوانین و بررسی جرایم و مجازات های آنها، از اولین مراحل تاکنون، چیزی است که در این یادداشت مرحله به مرحله و گام به گام، به بررسی آن خواهیم پرداخت.

گام نخست؛ پیش از تصویب قانون
پانزده اسفند پنجاه و هفت،‌ یک ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، زمانی که هنوز قانون اساسی تدوین نشده و به تصویب نرسیده بود، امام خمینی(ره) نسبت به وضعیت حضور زنان در ادارات دولتی انتقاد کرده و فرمودند: «وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه ‏هاى اسلامى نباید زن هاى لخت بیایند؛ زن ها بروند، اما باحجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» (خمینی، 1386ش. ج6، ص329) این در شرایطی است که امام(ره) در مصاحبه ای در تاریخ هفتم دی همان سال، در پاریس فرمودند: «زن هرگز با مرد فرقى ندارد. آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن مى ‏تواند هر لباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمى ‏توانیم و اسلام نمى ‏خواهد که زن به عنوان یک شىء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام مى‏ خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد.»(خمینی، 1386ش. ج5، ص294) دقیقاً به خاطر پایداری بر سر همان اصول است که در تیر ماه 1359، طی پیامی در پاسخ استعلام در مورد تعرض عده ‏اى از افراد ناآگاه و احیاناً ضدانقلاب، به بانوان بى‏ حجاب، اعلام داشتند:‌ «ممکن است تعرض به زن ها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسى حق تعرض ندارد و اینگونه دخالت ها براى مسلمان ها حرام است، و باید پلیس و کمیته ‏ها از اینگونه جریانات جلوگیرى کنند.» (خمینی، 1386ش. ج12، ص502)
 
در پی این تذکرات مداوم و دستورات مکرر بود که کارمندان ادارات دولتی موظف به رعایت حجاب شدند و به مرور، این قانون نانوشته عمومیت یافت. تا جایی که در سال 1360، در بند 5 ماده 18 قانون بازداری نیروی انسانی مؤسسات دولتی و وزارتخانه های وابسته به دولت، بی حجابی به عنوان تخلف شناخته شد؛ و اماکن و فروشگاه ها و مراکز عمومی موظف به نصب تابلویی شدند که بر آن نوشته شده بود:‌ «به دستور دادگاه مبارزه با منکرات، از پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که رعایت ظواهر اسلامی را نمی‌کنند، معذوریم.»

گام دوم؛‌ قانون تعزیرات
تا سال 1362هیچ قانونی در مورد حجاب و عفاف به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسید و اولین قانونی که در خصوص پوشش زنان، در کشور به تصویب رسید، ماده ‌١٠٢ قانون تعزیرات مصوب سال ‌١٣۶٢بود. در این قانون آمده بود: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.»
براساس این قانون، زنانی که در جمهوری اسلامی ایران هستند، اعم از ایرانی و خارجی، مسلمان و غیرمسلمان، مکلف به رعایت حجاب شرعی در انظار عمومی و معابر شدند. تا جایی که دادستان عمومی تهران در بخشی از اطلاعیه خود می نویسد:‌ «به تمام مسئولان در ادارات و سازمان ‎‎های دولتی و شرکت ‎ها و سایر واحد‎های دولتی و خصوصی، اماکن عمومی از قبیل هتل‎ ها، مسافرخانه‎ ها، تالار‎ها و باشگاه ‎‎های برگزار‎کننده مجالس جشن عروسی، غذاخوری‎ ها و سایر اماکن عمومی اعلام و ابلاغ می‎ دارد، از تاریخ انتشار این اطلاعیه موظفند از ورود بانوانی که رعایت حجاب و پوشش صحیح اسلامی را نمی ‎کنند، جلوگیری به عمل آورند.»

گام سوم؛ قانون رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان
در سال 1365، در مصوبه قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس هایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه ‌دار می‌کند؛ نکات جدیدی به چشم می خورد.
در ماده 4 این قانون آمده: «کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات های مذکور در ماده 2 محکوم می گردند.»

و ماده 2، مجازات های تعزیری را بدین شرح بیان می کند: «۱- تذکر و ارشاد. ۲- توبیخ و سرزنش. ۳- تهدید. ۴- ۱۰ تا۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال برای استفاده کننده. ۵- ۲۰ تا۴۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال در مورد استفاده کننده.»
علاوه بر این در تبصره دو این ماده آمده: «مجرمی را که کارمند است، علاوه بر مجازات های فوق الذکر به یکی از مجازات های زیر محکوم می‌ نماید: 1- انفصال موقت تا دو سال. 2- اخراج و انفصال از خدمات دولتی. 3- محرومیت استخدام به مدت پنج سال در کلیه وزارتخانه‌ها و شرکت ها و نهادها و ارگان های عمومی و دولتی.»

گام چهارم؛ قانون مجازات اسلامی
می توان مهم ‌ترین قانونی که بی‌ حجابی را جرم دانسته و به آن پرداخته، ماده 638 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 دانست. به موجب این ماده: «هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»
در تبصره این ماده که همان ماده 102 قانون تعزیرات مصوب سال 1362است، آمده: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»
البته بنابر ماده 22 قانون مجازات اسلامی،‌ چنانچه قاضی تشخیص بدهد، می تواند حبس و شلاق متهم را به جزای نقدی تبدیل کند.

گام آخر؛ قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب
بدحجابی و بی حجابی، براساس قانون جرم دانسته شده؛ ‌اما بازداری و جلوگیری از این جرم نیز مانند سایر جرایم نیازمند پشتوانه های فرهنگی و زیرسازی های اجتماعی است. در این راستا، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1384، قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را به تصویب رساند. قانونی که هدف از ارائه آن، درونی و نهادینه کردن حجاب و عفاف، با مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاه ‌ها به صورت مستمر و هدفمند است؛ و کلیه وظایف تخصصی دستگاه‌ های قانونگذار و اجرایی را در قبال موضوع حجاب را به طور دقیق و مشخص، بیان کرده است.

در حقیقت این قانون، که طرح آن از ابتدای دهه 70 در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرارداشت، اقدامی همه جانبه و نگاهی چندبعدی به مسئله حجاب و عفاف در جامعه است. طرحی که به دنبال آن، مجلس شورای اسلامی نیز، قانون ساماندهی مد و لباس را در سال 1385به تصویب رساند. تا شاید سر و سامانی به وضعیت بی سامان پوشش و حجاب و مد عرضه شده در سطح کشور داده شود.

نتیجه
1- جرم انگاری
بدحجابی جرم است؛ چراکه کلیه ارکان جرم را داراست.
الف) رکن قانونی: کلیه قوانین مصوبی است که نام برده شد، یا به علت اختصاصی، بودن نامی از آنها برده نشد؛ به عنوان رکن قانونی جرم بودن بدحجابی به شمار می روند.(3)
ب) رکن مادی: شامل بزه دیده و بزهکار. در مسئله حاضر بزه دیده، سلامت روانی و امنیت اخلاقی جامعه است. و بزهکار، با توجه به ماده 3 قانون مجازات،(4)‌ هر فردی که در قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی است، می تواند باشد؛ چراکه در اجرای قوانین یک کشور، تفاوتی میان پیروان ادیان مختلف و تفکرات گوناگون، وجود ندارد و همه موظف به تبعیت از قانون هستند.

هرچند نباید فراموش کرد که گاه میان خواست های فردی افراد و مصلحت جامعه، تضادهایی وجود دارد. در چنین شرایطی از طرفی باید گفت که دخالت مقنن در حیطه شخصی افراد باید با توجه به مصالح، در حد ضرورت و نه بیش از آن باشد؛ و ضرورت را حد واسط حقوق شخصی و حقوق جامعه قرار دهد تا از افراط و تفریط فاصله بگیرد. (اسدی، 1384ش. ص67)
ج) رکن معنوی: قصد، نیت، اندیشه و اراده فرد برای مخالفت با قانونیست که الزام آور است.

2- ضرورت مقابله و برخورد با جرم
با توجه به قوانین مذکور، رعایت نکردن موارد بیان شده، به معنای ارتکاب جرم خواهد بود، و فرد بی حجاب یا بدحجاب از منظر قانون، مجرم تلقی خواهدشد. زیرا در چنین شرایطی، تصور فردی که نسبت به نظر قانون و حکومت اسلامی مان در مورد حجاب بی اطلاع باشد، غیرممکن است؛ این یعنی ادعای عدم آگاهی از جانب فرد نمی تواند مورد پذیرش قرارگیرد.
و همان طور که گذشت، این مسئله ای نیست که امروزه مطرح شده باشد،‌ بلکه مبارزه با بدحجابی و اقدامات پیشگیرانه و منع کننده در قبال آن، از سال های آغازین انقلاب وجود داشته است و قانونگذار برای ضمانت اجرایی داشتن احکام الهی در جامعه، دست به تدوین قوانین و تعیین مجازات زده است. به طوری که قانون مجازات اسلامی از سال 1362، بدحجابی و عوامل منجر به گسترش بدحجابی در جامعه را جرم شناخته و مجازات هایی را نیز برای آن تعیین کرده است. هرچند که این مجازات ها به مرور از شدیدترین شکل، یعنی شلاق، به خفیف ترین حالت یعنی جزای نقدی، تغییر کرده است.(اسدی، 1384ش. ص68)

با این دیدگاه، حجاب از مقوله ای صرفاً فرهنگی و دینی، به قانون تبدیل شده، و در نتیجه هرگونه اقدام عملی و برخورد با مخالفین، در چهارچوب قانونی آن قابل تعریف و توجیه خواهد بود. ا‌ز این منظر، هرگونه مخالفت و ایستادگی در برابر آن، به معنای قانون گریزی و مخالفت با قانون تفسیر خواهدشد.
البته واضح است که هر قانونی ممکن است نقص ها و کمبودهایی داشته باشد و گاه با شدت عمل بیش از حد یا بی تفاوتی شدید مواجه باشد. با این وجود، تمام این مشکلات به معنای کنار گذاشتن قانون نیست؛ ‌چراکه قانون بد، بهتر از بی قانونی است، خصوصاً وقتی قانون مبنایی اسلامی دارد. در نتیجه تذکر نقص ها لازم است و ضروری، اما نادیده گرفتن قانون و حذف آن، عقلانی نخواهد بود.

3- عوامل اجرایی
مسلم است که قانون نیازمند بازوان اجرایی است. در حال حاضر، مطابق ماده ‌٨ و ماده ‌۴ قانون نیروی انتظامی مصوب ‌١٣۶٩، مبارزه با منکرات و فساد، از جمله وظایف ذاتی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان ضابط قوه قضائیه است. در نتیجه، اقدامات نیروی انتظامی در برخورد با جرمِ عدم رعایت حجاب شرعی، براساس وظیفه قانونی ایشان بوده، که در صورت کوتاهی در اجرای وظیفه، مرتکب خلاف و تمرد خواهند شد. البته نیروی انتظامی نیز مانند هر ضابط دیگری، حق مجازات و اجرای حکم درمورد مجرمین را ندارد.
اما نکته دیگری که وجود دارد، وظیفه برخورد ضابطین قضایی با سایر تخلفاتی است که در این حوزه صورت می گیرد. مسائلی مانند آنچه در قانون رسیدگی به تخلفات و مجازات تولیدکنندگان و فروشندگان ذکر شد، امری که می توان آن را حلقه اولیه این قانون گریزی به حساب آورد؛ اما متأسفانه به دلایل مختلف، این بخش به نوعی کمتر دیده شده است. مسئله ای که توجه به آن در گام نخست،‌ می تواند از بسیاری از عواقب بعدی و حتی تغییر ذائقه افراد در مسئله پوشش،‌ تا حد زیادی جلوگیری کند.

منابع
1.    اسدی، لیلا. بررسی قوانین کیفری ایران در امر پوشش مردم. ندای صادقعلیه السّلام، ش40، زمستان 1384. صفحه 48-74.
2.    بهنود، مسعود. (1374ش). از سید ضیاء تا بختیار. تهران: انتشارات جاویدان، چ6.
3.    خمینی، سید روح الله. (1386ش). صحیفه امام. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینیره،‌ چ4.
4.    قانون مجازات انقلاب اسلامی.

پی نوشت
1.     «حجاب ایران،‌ حجاب اسلام است.» (خمینی، 1386ش. ج3، ص499)
2.    مطابق این فرمان در 17دی سال1314، چادر، چاقچور و هر پوشش دیگر که باعث پوشیدگی سر و صورت و دست ها و پاهای زنان شود، به عنوان پوشش غیرمجاز شمرده می‌ شد که استفاده از آن ممنوع بود. این فرمان ضمانت اجرای کیفری برای متخلفان قرارنداد و صرفاً مأموران شهربانی در سراسر کشور را مکلف کرد که با مشاهده زنانی که چادر و روبند و روسری استفاده می‌ کنند، بلافاصله لباس های مزبور را با زور از تن آنان خارج سازند.(بهنود، 1374ش. ص140)
3.    «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می شود.» ماده 2 قانون مجازات اسلامی.
4.    «قوانین جزائی درباره کلیه کسانی که در قلمرو حاکمیت زمینی، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرم شوند، اعمال می گردد.»

/ 0 نظر / 61 بازدید